زخمی دارم در حساس ترین نقطه قلبم ،زخمی که تا میاد روش ببنده و خوب بشه ،سریع یه نفر میاد و میزنه روی اون زخم . این زخم شده نقطه ضعف من ،اگرچه کسی ازش خبر نداره اما اونقدر حساس و دم دست هست که هرکسی حتی غریبه هایی که نه منو دیدن و نه میشناسند میتونن این زخم را تازه کنه .امشب هم که یکی از نزدیک ترین کسان من این کارو کرد .مشکل اینه که گفتنی نیست ،نه این که نخوام بلکه نمیتونم .این زخم ،مشکل یا مشکلاتی اند که مثل یه بغض ،یه عده چسبیده سر گلوم .حکایت استخوان در گلو شده که نه پایین میره و نه بیرون میاد .کسی که ماهی با استخوان خورده باشه خوب میفهمه چی میگم .کسی خواهشأ نصیحت نکنه فراموش کن و این چیزها .چون هیچ کاریش نمیشه کرد .

برچسب‌ها: درد نوشت , بغض نوشت


تاريخ : دوشنبه بیست و هشتم خرداد ۱۳۹۷ | | نویسنده : MENORA33 |