اگرچه عادت دارم فیلم ها یا مستند ها رو با دور تند ببینم اما این مدت تنها فیلمی که با دور معمول دیدم رگ خواب بود

و به نظرم ارزش دوباره دیدن ، اونم بعد از سال ها رو داشت

این فیلم مثل شبی که ماه کامل شد پیش میره ، نیمه اول قصه عاشقانه روایت میشه و در نیمه دوم یعنی فردای به هم رسیدن ، اتفاقات ناخوشایند شروع میشه هرچند که شبی که ماه کامل شد در نیمه دوم وارد فاز خشونت میشه

در رگ خواب ، لیلا حاتمی طبق کلیشه‌‌ش ، باز در نقش یه زن شکست خورده و مورد ترحم ظاهر میشه ، زنی که به نوعی آشفته ، دستپاچه‌ و دارای کمبود محبته

به طوری که وقتی بازیگر مرد که کارفرماش هم هست بهش میگه « قبل از هر کاری ، آرامش خودتون مهمه » ، با این جمله قند توی دلش آب میشه

رفته رفته ارتباط زن و مرد شکل میگیره و زن که از شوهر قبلی‌ش خیری ندیده ، خوش خیالانه دل به توجهات مرد می‌بازه و عاشق میشه

انصافاً مردِ قصه هم خیلی زیبا ازش دلبری میکنه ، از خوندن آگهی تورهای مسافرتی تا خوردن کاه‌گِل با هم دیگه

اما در شب وصل که اصطلاحاً سیب دختر رو میدزده ، صبح فرداش به یکباره ورق برمیگرده

کامران با اوقات تلخی ، دختر رو ترک میکنه و از اون روز روابط به سردی می‌گراید ، کم‌تر می‌آید ، کم‌تر تماس می‌گیرد ، کم‌تر وقت میگذارد

حتی وقتی متوجه می‌شود که دختر در ماهیت مهمان موردنظر اشتباه کرده به همراه کارگرش و به حالت مسخره قاه قاه میخندد ، کارگر هم که گویی از جریان با خبر بوده می‌گوید لابد خانم خیال می‌کرده که این مهمان قرار است به جای گربه ، مادرشوهر یا خواهر‌شوهر آینده باشد .

اگرچه آن صحنه پر از خنده و قهقهه است ، اما هیچ کسی را نمی‌خنداند زیرا که تمام ذوق و شوق دختر و تلاش او برای زیبا جلوه کردن در برابر میهمان خیالی را در هم می‌شکند .

و این مهر بطلانی است بر عشق موهوم دختر ، چرا که همه چیز تمام است و از آن لحظه روزهای طوفانی و آشفته زن آغاز می‌شود و در نهایت سر از خیابان و گرمخانه در می‌آورد.

در پایان نیز دختر وقتی به نزد پدرش بازمی‌گردد به آرامش می‌رسد و به روح پدرش ، قول ساختن زندگی بهتر خود را می‌دهد

شاید این تعبیری برای وجود آرا

مش در خانواده باشد




تاريخ : شنبه سیزدهم خرداد ۱۴۰۲ | | نویسنده : MENORA33 |